کورش در من

درود

این سروده ام را پیشتر در شماره نخست ماهنامه الکترونیکی امردادنامه(امردادگان 88) منتشر کرده بودم.اکنون آن را با اندکی ویرایش در اختیار خوانندگان گرامی قرار میدهم.

 

منم کورش با فر و رای
منم شاه شاهان دادگرای
همی آروزها دارم بلند
 میرسد بلندیش تا سهند
 بند میکشم  دیوان پر زیان
بپیمایم راه چون آغازیان
نبندم بی گناهان را به بند
ستم ها گر دیدی اکنون بخند
روم راه پاکی من در زمین
 شوم دوست کهین ومهین
تفاوت را میان نژاد
نپذیرم چون نیستش به راد
بیارم فرمان او در زمین
فرمان برانم من این چنین
همه دهیم دست به یکدگر
نباشد مرگ و نیستی دگر
چنین است رسم و آیین من
نباید آزاد باشد اهرمن
اگر آیی تو در آغوش من
شناسی دوست را از اهرمن

یزدان صفایی

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائقه

درود شعر بسیار زیبایی بود واقعا لذت بردم مطالب وبلاگتون عالی است به امید سرافرازی ایران پاینده باشید

خانه پدر

دوست گرامی اشعارحماسی شما خیلی عالی بود . ممنونم از دعوتتان.

پگاه

درود یزدان عزیزم سروده زیبایی بود دوست خوبم سپاسگزارم از اینکه به من سر زدید پاینده باشید همچون ایران کهن [گل][گل]

محمد حیدرزاده

درود بر شما سَرواد بسیار زیبا و با معنایی بود، از فراخوانی تان سپاسگزارم. بروز بودید، بیاگاهیدم. سپاسدارم

اکبر

هنوز در سوگواری کورش ماتم زده و زبان گرفته اید !!؟؟

پگاه

درود بر يزدان عزيزم لرستان شهري كهن و بسيار زيباست كه اميدورام يك روز از نزديك زيبايي هاش رو ببينم درباره دوستي به نام اكبر كه واستو ديدگاه گذاشتن هم مي خوام بهشون بگم اين شماييد كه هنوز در ماتم امامان تازي هستيد ما ايرانيان بزرگان خويش را گرامي مي داريم نه كه در سوگشان بنشينيم پاينده باشيد [گل][گل]

باران

درود فقط يك جمله فر شاهنشاهي كوروش كبير را مي ستايم

آتوسا

بسیار بسیار زیبا بود [گل][گل][گل]

بزرگمهر

فراوان درود بر گرامی یزدان همنویس! بفردایین پارسی درآی و بینش ات را بر نویس.