خیام

نویسنده: یزدان صفایی


حجت الحق غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری؛ نامور به خیام از نام آوران علمی و فرهنگی تمدن ایرانی است.او فیلسوف؛ ستاره شناس؛ ریاضی دان؛ مخترع؛ ادیب؛ فقیه؛ تاریخ دان و دانشمند بوده است البته آوازه اش بیشتر به شوند رباعیات اوست.

بر اساس نوشته ی بیهقی در کتاب تتمه صوان الحکمه ؛ سال زایش خیام ؛ 439 قمری/1048 میلادی است و همچنین سال مرگ او بر اساس نوشته نظامی  در کتاب چهار مقاله در حدود 517 قمری/1123 میلادی بوده است.

کودکی خیام هم زمان با سالهای نخست فرمانروایی سلجوقیان بود.آنها نیز به پیروی خلیفگان بغداد؛ فرصت زیادی به اندیشمندان و آزاد اندیشان برای بیان دیدگاه های خود نمی دادند که این جو اجتماعی ؛ بی گمان در پنهان کاری و گوشه گیری های خیام بی اثر نبوده است و برای او پیامد هایی چون بدبینی و دوری جویی از دیگران را به همراه داشته است، گواه این موضوع؛ موارد زیر است:

1)کم بودن آثار نوشتاری او در سنجش با عمر درازش

2)انگشت شمار بودن شاگردان

3)کم بودن آگاهی نامه ها پیرامون زندگی شخصی خیام که نشان از کم سخن و کم گوی بودن او دارد.

کارهای علمی خیام

در اینجا برای بیش تر روشن شدن چهره خیام؛ نگاهی کوتاه و گذرا به کارهای علمی او می اندازیم:

1)درست کردن گاهنامه هجری خورشیدی به دستور ملکشاه سلجوقی

2)ساختن رصد خانه ی زیج ملکشاهی در اصفهان

3)اختراع ترازوی آبی

4)پژوهش های ارزنده در ریاضیات

5)تالیف نوشتاری در موسیقی و سرایش شعر هایی به پارسی و تازی و از همه مهم تر رباعیات او

منابع کهن پیرامون خیام

از میان منابع؛ چهار تا از آنها از دیگران؛ کهن تر و معتبرتر هستند:

1)ابوالحسن بیهقی: او خیام را در سال 505 قمری یعنی در نوجوانی خود به همراه پدرش از نزدیک دیده بود و در باره او نوشت است:

پیشوا؛ فیلسوف؛ حجت الحق خیام؛ زاده ی نیشابور بود و نیاکانش نیز نیشابوری بوده اند و..

از نکات جالب توجه در این توصیف به کار بردن فرنام((حجت الحق)) برای خیام است که تا پیش از این برای این سینا به کار برده میشد و نشان از درجه بالای دانش خیام دارد.

2)ابوالفتح خازنی: او در کتاب میزان الحکمه و در فصل های چهار و پنج و هشت؛ هنگام گفتگو از مخترعان ترازوهای آبی درباره خیام سخن رانده است.

3)نظامی عروضی: در کتاب چهار مقاله  و در مقاه دوم که پیرامون شعر است ؛ هیچ نامی از خیام نمی برد اما در مقاله سوم که پیرامون ستاره شناسی است؛ دو داستان از خیام نقل میکند که از متن آن ها بر می آید که:

آ)خیام را خواجه؛ امام و حجت می نامد.

ب)نظامی عروضی خود از شاگردان خیام بوده است.

پ)از بودن خیام در مجلس عشرت سخن می گوید که اشاره به مجلس باده نوشی  است.

ت)خیام به ستاره شناسی به شیوه و سبک پیشینیان باور نداشته است و به گفته نظامی:((ندیدم او را در احکام نجوم؛هیچ اعتقادی))

 4)جارالله زمخشری: در کتاب الزاجر للصغار عن معارضه الکبار ؛ خیام را از یاران و شاگردان خود می شمارد.

 

ویژگی های چهره تاریخی خیام

خیام را باید از منابع کهن نزدیک به زمان او شناخت؛ آن چه این منابع به ما می دهند این است که:

1)خیام فیلسوفی مشایی بود که پیرو ابن سینا و شاگرد بمهنیار(=شاگرد ابن سینا) بود.

2)در ستاره شناسی استاد بود و به اصلاح گاهشمار جلالی پرداخت.

3)مخترع ترازوی آبی بود.

4)ریاضی دان بود.

5)هواشناس بود

6) در دانش هایی چون ادب؛ لغت ؛ تاریخ و .. استاد بود.

7)به آثار ابوالعلای معری توجه ویژه داشت

8)در مجالس باده خوری و عیش و شادی حضور داشته است.

تنگ نظری به خیام

 

خیام با کسانی که از جهت دانش و اندیشه با او هم سو نبوده اند زیاد نمی جوشیده است و همین شوند این شده بود که آشنایان و دوستان؛ بسیار اندک شمار بشوند و در نتیجه کسانی که بیرون از این دایره هم صحبتی و هم نشینی مانده بودند به نوغی نسبت به خیام تنگ نظر شده بودند ؛البته این روش و منش خیام نیز؛ موجب نسب دادن ویژگی هایی چون تنگ حوصلگی و کج خلقی به او شده است.

بررسی رباعیات خیام

در آغاز نگاهی به خود قالب رباعی می اندازیم:

رباعی؛ یکی از ریشه دارترین قالب های شعر ایرانی است و از جهت زبان شناختی در زبان های اقوام مادی(پیش از اسلام) ریشه دارد و همان گونه که می دانید در بحر های عروضی تازی ؛ پیشینه ای ندارد؛ اصل افقی بودن قافیه که ویژگی شعر ایرانی است(در برابر عمودی بودن قافیه که ویژگی شعر عربی است)؛ در این قالب لحاظ شده است. نکته ی مهم دیگر همیت رباعی از جهت پیوند بسیار نزدیک با موسیقی است.

در این میان خیام که در هازمانی(جامعه) بسته و سانسور شده می زیست؛ می دانست که چگونه سخنان زیرکانه و پند آمیز خود را در قالب رباعی بریزد ؛ کوتاه بودن این قالب این فرصت را به خیام می داد که کم گوید و گزیده گوید؛ چرا که با  این شیوه بود که از گزک دادن به دست دیگران؛ پرهیز کند.

رباعیات خیام به طور کلی دارای چهار محور اصلی زیر است:

1)چون و چرا درباره آفرینش

2)بی ثباتی و ناپایداری دنیا

3)انکار رستاخیز

4)عیش و باده خواری

در زیر نگاهی به برخی از رباعیات او می اندازیم و محور های بالا را در آنها نشان می دهیم:

یک قطره ی آب بود و با دریا شد----------------یک ذره ی خاک و با زمین یکتا شد

آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟--------------------------آمد مگسی پدید و نا پیدا شد

در این رباعی؛ آشکارا سه محور نخست دیده میشود و سراینده پرسش های اساسی را مطرح می کند که در جای جای رباعیات او به چشم می خورد.

یاران به موافقت چو دیدار کنید -------------------باید که ز دوست بسیار یاد کنید

چون باده ی خوشگوار نوشید به هم----------------نوبت چو به ما رسد نگونسار کنید

در اینجا نیز؛ علاوه بر تاکید بر ناپایداری دنیا بر مفهوم باده خوری و شاد زیستن نیز تاکید می ورزد.

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز---------------------از روی حقیقتی  نه از روی مجاز

یک چند در این بساط بازی کردیم---------------------------رفتیم به صندوق عدم یک یک؛ باز

در مصرع نخست به بازیچه بودن انسان در دست آسمان ها(افلاک) اشاره می کند و در مصرع سوم به زیبایی با مجازی که در واژه ی بساط ایجاد کرده است؛ دنیا را به صحنه نمایش و بازی؛ مانند کرده است که در آن انسان به بازی گرفته میشود و مصرع چهارم  که به نفی بازگشت انسان در رستاخیز اشاره مستقیم دارد.

 

شمار رباعیات خیام

بی گمان ناموری خیام و ماندگاری نامش به شوند رباعیات او بوده است. البته بر سر شمار رباعیات اصیل او نیز هماره بحث و گفتگو بوده است.

شمار اندکی از رباعیات اصیل خیام در منابعی چون؛ رساله ی موعظه ی احمد غزالی؛ سندباد نامه ی ظهیری سمرقندی ؛ راحه الصدور راوندی؛ مرزبان نامه سعد الدین وراوینی؛ رساله التنبیه فخر رازی؛ مرصاد العباد نجم الدین رازیغتاریخ جهانگشای عطا ملک جوینی ثبت شده است.شمار رباعیات خیام بر اساس این بن مایه تنها شانزده تا است ولی محمد علی فروفی شمار آنها را به شصت وشش رسانده است. پس از این که این رباعیات اندک شمار در گستره ی قرهنگ ایرانی پراکنده گشت به مراتب هر رباعی دیگری که مانندی و نزدیکی به مفاهیم رباعیات خیام داشت به مجموعه ی او افزوده میشد و در نتیجه ی  همین نسبت دادن ها؛ یار احمد رشیدی تبرزی ؛مجموعه ی مستقل با نام طربخانه شامل پانصد و شصت رباعی به نام خیام در 867 قمری به عنوان نخستین و یگانه مجموعه مستقل رباعیات خیام تدوین کرد.

در بیرون از ایران بزرگانی چون ژوکوفسکی؛ کریستین سن؛ فرید ریخ روزن و رمپیس پژوهش هایی در رباعیات خیام انجام داده اند و در ایران ؛نخستین بار کار تصحیح رباعیات خیام به همت ذکا الملک فروغی و به همکاری دکتر قاسم غنی در 1319 به ثمر رسید . آن دو تن 178 رباعی را اصیل شناختند؛ برای شماری از رباعیان سند به دست داده اند و بقیه را هم به تناسب و نه ذوق و و سلیقه به خیام منسوب کرده اند و همچنین کوششی دیگر با نام مجموعه رباعیات خیام توسط سیر علی میرافضلی نیز در دست است.

سخن پایانی

خیام؛ چهره ای است جهانی

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر

آ قا يزدان با " پيام واقعي چه بوده است " بروزم [گل][گل][گل]

فرهنگی – تاریخی – صنعتی

سلام، از معدود مقالاتی بود که خیام را تنها از منظر سطحی باده و می نشان نداد بلکه کوشش کرد که خیامی که وجود داشت را به خواننده بنماید. از اینرو بایستی که به شما تبریک گفت. جای شگفتی دارد که غیر ایرانیها خیام را بصورت چند بعدیش میشناسند و ایرانیها کمتر. باز هم آفرین برشما. موفق و پیروز باشید.

نیلوفر

درود بی کران بر شما بسیار زیبا نوشتید سپاسگزارم[گل][گل][گل]

افشین

[گل] خداوند نگهدار ایران باد [گل] یکی پر خرد گفت کز سیستان بیاید یکی گرد گیتی ستان سراسر بیالاید ایران زمین ز تازی نژادان پر مکرو کین چنان پست گرداند اهریمنان که دیگر نماند از ایشان نشان پس آنگه آن گرد عالی تبار بیاراید ایران چو باغ بهار از ایلام تا خاک مازندران ز اروند تا دامن سیستان نگردد بجز داد ؛ فرمانروا گلستان شود کشور آریا [گل] شادکام و بهاری باشید [بدرود]

بهرام گیان سپار

درود؛ تارنمای "نبردگاه آریاییان" با نوشتاری تازه پیرامون وحشی گری یونانیان و رومیان باستانی و دروغ پردازی تاریخ نگاران امروزی به روز است. بخش نظرات بلاگ هم فعال شد. پاینده ایران! http://www.gyansepar.blogspot.com/

خانه پدر

سلام دوست گرامی مجموعه کامل و بسیارخوبی از خیام نوشته اید . موفق باشید.

بهرام گیان سپار

با درود، تارنمای "نبردگاه آریاییان" با نوشته ای با نام «صادق هدایت و نژادگرایی» به روز است. پاینده ایران!

بهرام گیان سپار

درود بر شما؛ سپاس بابت نظرتان. بلاگتان را نیز لینک کردم، شما نیز اگر مایلید بلاگ مرا با نام "نبردگاه آریاییان" پیوند دهید. با سپاس.