یک شعر و سه نسخه!

درود

سال پیش یک شعری سرودم و بلافاصله ویرایشش کردم و اکنون که پس از یک سال دوباره خواندمش برای بار سوم، و البته این بار خیلی کمتر، دست به ویرایشش بردم

تا چه پسند آید؟

 

نسخه نخست:

چندی به مسجد سوی آن کار شدیم
زان پس به میکده؛ پیِِ یار شدیم
از آن سو به این سو گذشت همه عمر
دیدی که چون بی کار و بی عار شدیم؟

نسخه دوم:

 

چندی به مسجد سوی آن کار شدیم
زان پس به میکده؛ پی یار شدیم
زان سوی به این سوی گذشتی همه عمر
دیدی چگون بی کار و بی یار شدیم؟

 

و سرانجام نسخه سوم:

 

چندی به مسجد سوی آن کار شدیم
زان پس به میکده؛ پی یار شدیم
زان سوی به این سوی گذشتی همه عمر
دیدی که چون بی کار و بی یار شدیم؟

 

راستش رو بخواین از نسخه سوم بیشتر خوشم میاد!

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مروئه

با درود بسیار زیبا بود. در قلب تمدن آریایی مردمانی می زیستند که نقش مهمی در پیشرفت زندگی بشر داشتند . به روزم با "ایران سرزمین ساخت شیشه"

ناصر

با درود فراوان سپاس از دعوتتان كم كم به فكر ديوان شعر باشيد.زيبا بود. [گل][گل][گل]

سرباز کوروش بزرگ

درود بر یزدان یزدان پیوندت رو در تارنگار قرار دادم. نوشتارهایم را دارم. اگر خواستی به من پیوند دهی مرا با این نام پیوند کن: "مهر هورشید (مهرخورشید پیشین)" با سپاس تورج باد ایران بزرگ

من

سلام در وبلاگ گفتگو با زرتشتيان (http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/) راجع به دو دين اسلام و زرتشتي بحث ميشود.از شما خواهش ميشود در بحث ها شرکت کنيد. لازم به ذکر است که اين وبلاگ من نيست و من فقط از روي عمل به وظيفه شرعي خودم شروع به تبليغ آن کرده ام.

ماسیس

دوست عزیر لطفا آدرس جدید وبلاگ " افشا دروغ های پان ترکیست ها درباره خوجالی " را جایگزین آدرس بسته شده نامیید : www.khojaly-gharabagh.blogfa.com

لیلی

دانش فنی سرودن شعر ندارم ولی به لحاظ روانی با شما هم عقیده هستم نسخه ویرایشی سوم روانتره البته باز میشه کلمه ی "چگونه" رو جایگزین "چون" کرد به کهکشانم قدم بگذار [گل]

مهری حسینی

سلام به نظرم سومین بار باشد که این پست را می خوانم . دو دوبیتی دارم برای خواندن. بدرود[گل]

رها

شعر شما از نظر وزن ایراد جدی دارد! این چهارپاره در هر مصراع وزنی ناسازگار با قالب کلی دارد. توصیه می کنم برای اینکه در این کار به موفقیت برسید از تجربیات اساتید فن بیشتر استفاده کنید و کتاب های شعرای نامدار را با دقت و حوصله بخوانید. در بند آغازین یک سکته وجود دارد که برای رفع آن لازم است کل مصرع را دستکاری کنیم. ضمناً این شعر از نظر معانی به هیچ وجه غنی نیست! به طور مثال باید اینگونه بنویسید : به مسجــد بهر کاری رفتـــه بودیم بــه شوق گلعــذاری رفتــه بــودیم خـدا گـویی سرا در آسمان داشت و مـا انـــدر حصاری رفتـــه بـــودیم و یا می توانید اینطور بنویسید که : مسجد و میخـانه بـا هم همسرنــد هر دو ایمـان را بــه یغما می بـرنـــد خود همان مردان مسجد پیشه نیز گویی از میخانه مستی می خرنــد در این چهارپاره که بداهه نوشتم هر چهار مصراع هموزن هستند و در قالب یک دوبیتی به آسانی شناخته می شوند. ضمناً نباید هرگز معانی را قربانی وزن کنید. امیدوارم توانسته باشم کمکی کنم. موفق باشید